در آرزوی لحظات با تو بودن
شنبه 7 فروردین 1395 :: نویسنده : دلداده .   
سلام
وای شب به شب این انتظار سخت تر میشه
همینکه نمی دونم اصلا پیام های منو می بینید یا نه ، خیلی اذیت م می کنه و این انتظار و سخت تر می کنه 
ولی نه ، اگه پیام ها رو می دیدید حتما میومدید ، شما سنگ دل نیستید آخه کلی خواهش کردم کلی منتظر بودم ، اگه پیام ها رو دیده بودید حتما می اومدید 
نه می تونم اینطور بیخیال شم و  اینطوری هم خیلی سخته واقعا سخته ، اصلا نمی تونم حس این سختی رو توصیف کنم امیدوارم سریع تموم شه و دیگه اتفاق نیوفته 
از همون ساعات اولیه بیداری ، هر چند دقیقه و هر ساعت سر می زنم که شاید پیامی داده باشید
ولی خبری از شما نیست با خودم قرار گذشتم اگه بیاین کلی شکایت تون کنم ، البته فقط برای اینکه کمی دلم سبک شه ها 

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است...

بیاین دیگه عه ، خیلی خسته شدم واقعا دیگه نمی تونم تحمل کنم ، نامرد نباشی این پیام ها رو ببینی و نیای 
آخه می گفتید کلی کارتون با نت هست ش 
نت گردی هم که دارید ، پس چرا نمیاین 
دختری خوبی باش و بیا ، خب 
زود زود زود بیا ، منتظر تون  می مونم 
وای اگه امشب بیاین چه خوب میشه  ، یه خواب راحت میرم امشب خخخخ
امیدوارم هنوز . . . 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 فروردین 1395 :: نویسنده : دلداده .   
سلام
امیدوارم تا الان عید بهتون خوش گذشته باشه 
امروز با خودم میگفتم که چون شنبه کارمندها میرن سر کارشون ، شاید مثلا برنامه سفر خانواده تون تا امروز بوده و شاید امشب شما سری به چت رم بزنید 
آخه بعید می دونم که شما پیام های منو توی وبلاگ دیده باشید و نیومده باشید 
ولی بازهم خبری از شما نبود ، واقعا بی خبری چقدر بده - ای کاش اونموقع که ازتون درخواست کردم قبول می کردید آخه الان واسم سخته بخوام برنامه ای برای اومدن بچینم ولی با زهم مهم نیست مهم قبول کردن شماست بقیه ش رو یه کاری می کنم 
امشب دلم کمی گرفته بود یکم پیاده روی کردم 
هر وقت دلم میگیره یه مسیر خاص رو شب توی شهر پیاده می رم ، مسیر خلوت و تاریکی هست ش ، دوست ش دارم - همیشه بعد از این خلوت کردن ، سبک میشم امشب هم خوب بود
دفعه قبل یک ماهی منتظر تون شدم الان هم تقریبا نصف یک ماه شده ولی خیلی سخت تر از دفعه قبل هست ش -  ای کاش زودتر بیاین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 5 فروردین 1395 :: نویسنده : دلداده .   
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه و سال جدید رو با خوبی و خوشی شروع کرده باشید و این شروع براتون نوید یه سال پر از موفقیت و شادی داشته باشه
نمی دونم واسه من خوب بوده یا نه ، بیشتر با انتظار برای من شروع شد ، اتتظار گفتگو مجدد باشما و قبول کردن درخواست من - خیلی بهش فکر کردم اینکه اگه قبول کنید ، چطور محیطی رو براتون فراهم کنم که شناخت خوب و راحتی از من پیدا کنید و یا حتی خانواده تون بتون شناخت راحت و بی دغدغه ای داشته باشند
البته شروع سال جدید برای من همراه با یه خوبی هم بود که میتونه نوید سال خوبی رو داشته باشه ، البته اونم به شما ارتباط پیدا می کنه - همون قول و نذری که برای گفتگو مجدد با شما داشتم - البته سه تاش برای خوده خوده شماست ، تا حالا شش تاش رو انجام دادم خدا کنه توفیق انجام بقیه ش رو داشته باشم ، ان شا الله
در کل ، روزهای سختی بودن یه جورایی تلخ و شیرین که شاید تلخی اون انتظارش بیشتر حس می شد و بیشتر به بی خبری از شما ارتباط پیدا می کرد - اینکه تا همین الان هم نمی دونم اصلا مراجعه دوباره ای خواهید داشت یا نه !
امروز با این تصور که با توجه به اینکه بداهه گوی خوبی نیستم و  اگه شما دوباره اومدید بتونم بهتر از قبل در مورد خواستم توضیح بدم ، نشستم و متن ی براتون آماده کردم و سعی کردم توی متن ، دغدغه هاتون رو پوشش بدم و خواسته خودم رو معقول تر بیان کنم - ولی اصلا نمی دونم از دوباره خواهید اومد یا نه
اون تلخی و دلتنگی که همیشه میگم مربوط میشه به این قسمت ش ، اینکه نیستی ولی دلم دست بردار نیست فکرهای جور وا جور ، متن های مختلف و یا دلنوشته هایی که اینجا می نویسم
احساس م میگه شاید کسی رو که قرار مابقی این دنیای فانی و باقی رو کنارش باشم و تمام خوشی و سختی ، شیرینی و تلخی زندگی پیشرو رو با اون پشت سر بذارم ،  شما باشید ، شاید خدا توی دنیای به این بزرگی با این زمان نامحدودش ، دلیلی داشته که من و شما رو توی این نقطه از زمان باهم آشنا کرده و شباهت های هر چند کوچیک مارو کنار هم چیده تا نشانه ای باشه برای بهم رسیدن مون
خیلی از خدا خواستم که دل هامون رو بهم نزدیک کنه شاید قبول کنید و شروعی بشه برای یه شروع بزرگ ، شروعی به بزرگی تمام هستی ، از ازل تا ابد . . .

با هجر شکیبا شو
تا وصل بدست آری
با درد تحمل کن
تا فیض دوا بینی
شب گر زغم ش میری
چون نوبت صبح آید
اعجاز مسیحا را
ز انفاس صبا بینی
فروغ بسطامی

خدا کند که بیایی . . . .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 فروردین 1395 :: نویسنده : دلداده .   
سلام
عیدتون مبارک خانم خانما ، امیدوارم سال پیش رو ، سالی پر از شادی ، سلامتی و آرامش باشه براتون و مهم تر از همه به خواسته دلتون برسید
خدا کنه توی سال جدید هم باعث نشید کسی یا جایی بترکه  و خدا براتون کلی موفقیت رقم بزنه
خب اینم از تبریک سال نو برای شما

خیلی سخت و تلخه منتظر کسی باشی که شاید اصلا به تو فکر هم نکنه و براش اهمیتی نداشته باشی
هنوز به نوع عشق و علاقه ها توی این دنیا فکر می کنم ، چقدر آدم وجود داره که دلشون با کسی هست که دل طرف مقابل با شخص دیگه ایه - خیلی خوشبینانه نگاه کنیم شاید این زنجیره ادامه پیدا نکنه
کاشکی اینطور نبود ، نمی دونم به چه شکل می شد دنیا رو آفرید که این اتفاق تلخ توش نیوفته من که خدا نیستم ولی حتما خدا دلیلی برای ساخت دنیا به این شکل داره مگه نه !
چقدر سخته منتظرتون بودن در حالیکه هیچ خبری ازتون ندارم کاشکی حداقل می دونستم که اون مطالب چت رم رو می خونید یا نه ، یا اصلا گه گداری توی ذهن تون میام یا نه
می ترسم همه این انتظار ها بیخود بیخود بیخود باشه اونقدری که شما همون شب آخر منو از ذهن تون پاک کرده باشید 
شما رو نمی دونم ولی به خدای خودم امیدوارم ، اینکه دله مارو بهم نزدیک کنه 
امیدوارم آشنایی منو شما و شباهت های هر چند کوچیک مون ، بی دلیل نباشه 
و ادامه این راه دشوار رو در کنار هم باشیم - منو و شما و خدا  . . . 
هنوز امیدوارم 
خدا کند که بیایی . . .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 28 اسفند 1394 :: نویسنده : دلداده .   
سلام
این روزها انتظار سختی رو تجربه می کنم 
شاید زیاد طول کشید تا اینکه یک رویا رو توی ذهن خودم بوجود آوردم و از جنبه های مختلف بهش فک کردم البته دقدقه هایی رو هم در مورد ش داشتم ولی با خودم می گفتم در ادامه میشه حل شون کرد
ولی وقتی اقدام کردم همه چی اونجور که باید پیش نرفت ، من توکل کردم و توی ذهن م جنبه های مختلف رو بررسی کردم ولی خب . .  بدلیل تجربه تلخی که اون داشت ، نخواست که زیاد بهش فکر کنه ، خواهش من هم بی فایده بود 
تازه اون رو وارد  ذهن خودم کردم ولی حالا باید بدون اقدامی از ذهن م خارج ش کنم - ولی مگه به این سادگی هاست 
همونطور که گفتم قرار شده بود یه کار خاصی رو سیزده مرتبه انجام بدم - بهش گفتم تا اتمام این کار هر روز منتظرت هستم شاید نظرت تغییر کنه 
حالا هر روز بعد از انجام اون کار توی چت رم شمارش معکوس از سیزده رو واسش می ذارم  . .
کاشکی بیاد و اومدن ش شروع یه زندگی خوب باشه برای هر دومون 

با خودم میگم باید یه دلیلی داشته باشه آشنایی ما و شباهت اتفاق هایی که برای هر دومون افتاده 
و اینکه نوع نگاهش رو به زندگی به صورت کلی پسندیدم - نمی دونم توی این روزها باید چیکار کنم

هوا سرد است 
من از عشق لبریزم 
چنان گرمم 
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم 
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است 
هوا سرد است اما من 
به شور و شوق دلگرمم 
چه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است؟ 
تو را هر شب درون خواب می بینم  ...
تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه می چینم 
و وقتی از میان کوچه می آیی 
و وقتی قامتت را در زلال اشک می بینم 
به خود آرام می گویم: 
دوباره خواب می بینم! 
دوباره وعده ی دیدارمان در خواب شب باشد 
بیا …
من دسته های نرگس دی ماه را ، در راه می چینم.
شعر از لیلا مومن پور

بیا . . . 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 اسفند 1394 :: نویسنده : دلداده .   
خدا کند یه اتفاق خوب بیافتد وسط زندگیمان
آری همینجا
وسط بی حوصلگی های روزانه مان
نگرانی های شبانه مان
وسط زخمهای دلمان
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم
یک اتفاق خوب بیافتد
آنقدر خوب 
که خاطرات سالها جنگیدن وخواستن ونرسیدن از یادمان برود
آنگونه که یک اتفاق خوب همین الان همین ساعت
همین حالا....... از پشت کوهای صبرمان طلوع کند
طلوعی که غروبش 
غروب همه ی غصه هایمان باشد
برای همیشه...
ای کاش آن اتفاق خوب ، تو باشی . . . 

از سیزده بار فعلا دوبارش رو انجام دادم ، ولی امروز ، کار خیلی خسته م کرد نمی دونم فردا می تونم انجام ش بدم یا نه - ان شا الله که می تونم

امروز با خودم فکر می کردم اگه دلش پیش کسی باشه چی ، اونوقت اینهمه پافشاری من و دعا و راز و نیاز م ، درست نیست 
خدا کنه که اینطور نباشه ، البته خودش هم توی آخرین صحبت مون گفت که اینطور نیست - ولی احتمال ش دور از انتظار نیست 
بهرحال فعلا من امید م به خداست ، بهترین کاری که می تونم انجام بدم ، زدن در خونه کسی هست ش که تمام مقدرات عالم هستی دست اونه - خیلی در مورد صفات بخشندگی و رحمت و عطوفت ش شنیدم 
وقتی به این صفات خدا فکر می کنم خیلی امیدوار میشم و با خودم میگم خدا رو دارم حتما می تونه کاری کنه که دل اونم به سمت من متمایل شه 
توی دعا هام ازش خواستم که اگه این کار رو کرد و دل هامون بهم نزدیک شد ،  بقیه اتفاقات خوب رو هم به لطف و کرم ش رقم بزنه و همه چی بخوبی پیش بره 
چقدر خوبه که چنین خدایی دارم که همه چی ، همه چی در دستان ش هست و هیچ محدودیت ی براش تعریف نشده
خدایا دوست ت دارم ، ازت می خوام هر اتفاقی که میوفته من بهت نزدیک تر بشم 
خدایا حتی برای کمتر از آنی منو به خودم وا نگذار که هر لحظه و هر آن محتاج توام
خدایا، هر چی تو دلش هست رو بهش بده که تو خدایا تمام عالمیان ی 
خیلی خوشحالم که چنین خدایی دارم
خدایا دوستت دارم  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 اسفند 1394 :: نویسنده : دلداده .   
سلام
امشب سومین شبی هست ش که امیدوارنه منتظر نزدیک شدن دلهامون هستم
یکم انتظار سخته ، البته از یکم ، یکم بیشتر ، ههه

یه کار خاص رو قرار 13 بار انجام بدم که سه بارش طبق درخواست ش هست  بعد از هر بار انجام ش توی یه چت رم پیام می ذارم و شمارش معکوس از سیزده رو شروع کردم ، گفته دیگه نمیاد اونجا ولی کاشکی بیاد و ببینه ..!

بعضی از وقت ها از خودم بدم میاد ، از این بابت که فقط توی گرفتاری ها و مشکلات م سراغ خدا میرم منظورم اینه که اونموقع شاید خالصانه تر و بیشتر سراغ ش میرم ولی وقتی مشکل حل میشه ، رفته رفته از کیفیت و کمیت ش کاسته میشه 
چه بد بنده ای هستم و چه خوب معبودی دارم ، خدا جونم خیلی دوستت دارم ، خیلی

اینبار هم به سراغت اومدم آخه پرودگاری جز تو ندارم 
امیدوارم ،      به کرمت ، به رحمت ت ، به رئوفیت ت    و امیدوار به اینکه اونطور که لایق بخشندگی و رحمت و عطوفت ت هست با من برخورد کنی نه اونطوری که من لایق ش هستم !

خدایا کمک کن که نیازمند ت هستم و دست نیاز و یاری به سویت دراز کردم 
می دونم که تنها م نمی ذاری و می دونم که بسیار خوب پروردگار و خدایی هستی 
خدا جونم دوستت دارم - لطفا به این بنده سراپا تقصیر ت ، نظر و کمکی نن
خدایا به پشتوانه صفات خوبت    هنوز امیدوارم . . . 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 اسفند 1394 :: نویسنده : دلداده .   
دنیا را بد ساخته اند......... 
کسی را که دوست داری،تورادوست نمی دارد.
کسی که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمی داری 
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین .....هرگز به هم
نمی رسیند و این رنج است . زندگی یعنی این.......؟؟

نمی دونم این متن بالا از کیه ! ولی وقتی به دور و برمون یه نگاه بندازیم کلی از این نمونه ها می بینیم - نمی دونم چرا دنیا اینطور افریده شده و حکمت ش چیه !
یادمه یه بار که دلم خیلی گرفته بود یه مثال واسم زد که تقریبا معنی متن بالا رو می داد - حالا این متن برای من و اون صدق می  کنه - کاشکی این رویا به اینجا ختم نشه و ما نمونه ای از روی خوش زندگی بشیم و نقض کنیم این متن پر از دلتنگی رو
هنوز امیدوارم به لطف خدا ، به اینکه کاری کنه دل هامون به هم نزدیک شه 
اگه خدا بخواد می تونه مگه نه ؟؟!!
خدایا واقعا خسته م ، کمک م کن 
واسه ادامه این راه به همراه نیاز دارم ، همراهی که منو بیشتر از قبل به تو نزدیک کنه 
همراهی که بودنمون در کنار هم باعث خوشبختی و عاقبت به خیری هردومون شه 

خدایا تویی پرودگار و مولام ، می دونم تنهام نمی ذاری مثل تمام لحظات سپری شده از عمرم 
 بازهم کمک م کن 
 خدایا این دستان اگر در خونه به نیاز بلند نشه ، پس کجا . . .
امیدوارم ، به خداوندی خدا . . 
 
و در آخر شعری از ابوسعید_ابوالخیر

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود 
من در عجبم که در کجا خواهد بود ؟

آنجا که تویی عذاب نبوَد آنجا 
آنجا که تو نیستی کجا خواهد بود ؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 24 اسفند 1394 :: نویسنده : دلداده .   
سلام
امروز برای من شروع یک دلتنگی بود شاید دلتنگی برای یک رویا که توی ذهن خودم بوجود ش آورده بودم
دلم می خواد کمی با نوشتن خودم رو سبک کنم ولی تا ساعت هشت و نیم شب سر کار بودم و دیشب هم به خاطر یه عزیز نتونستم بخوابم ، خلاصه اینکه رمقی برای نوشتن ندارم 

هر وقت به مشکلی می خورم حس می کنم به خدا نزدیک تر میشم ، شاید به خاطر اینه که گاهی اوقات دلم می خواد مشکلی سراغم بیاد که کمی از این دنیا و دردسر هاش فاصله بگیرم
وقتی بجز خدا به کسی امیدی نداشته باشی حس و حال عجیبی پیدا می کنی گویی خدا رو بهتر و بیشتر لمس می کنی 

دیشب کمی دلم به خاطر حرفهای یه عزیز شکست گرچه واقعا حق داشت برای گفتن حرفهاش 
حالا بازهم ، من هستم و خدا و یک رویا تازه
بعد از  حرفها و تصمیم ش یاد این شعر قیصر امین پور افتادم 
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

توی یه فرصت بهتر که شاید فردا باشه کمی بیشتر می نویسم شاید مرهمی باشه به دلتنگی م
خدا بزرگتر است . . . 




نوع مطلب : شعر و جملات نغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 آبان 1394 :: نویسنده : دلداده .   

خیالت مانده

و پلک های من

که دوخته شده به جاده عبور تو

بیزارم

از جدایی ها

از انتظارها

سیلابی شد رفتنت

در اتاق بی کسی ام

تا غرق شوم در بودن هایی که نیست

بغض کرده قلمم

و روانه میسازد

اشک را بر روی کاغذ دلم

از دلتنگی ...

صدایم کن

تا آب شود یخ های وجودم

صدایم کن

تا جان دهم

در هوای نفس های تو

نگاهم کن

تا غزل و قصیده کنم خنده هایت را

نگاهم کن

تا با نگاهت

جزرو مدی به پا کنی در دلم

تا شعرت کنم عاشقانه 

می دانی دلتنگم ؟ ...

دلتنگم ، دلتنگِ دلتنگ



نوع مطلب : شعر و جملات نغز، 
برچسب ها : دلتنگم،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 18 آبان 1394 :: نویسنده : دلداده .   
شاید وقت نفس های آخر این آرزو رسیده باشد
شاید . . .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 آبان 1394 :: نویسنده : دلداده .   

دعایت می کنم ، عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی ، بی عشق نازیباست

دعایت می کنم ،
با این نگاه خسته ، گاهی مهربان باشی
به لبخندی ، تبسم را به لب های عزیزی ، هدیه فرمایی
بیابی ، کهکشانی را ، درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم  ، در آسمان سینه ات
خورشید مهری ، رخ بتاباند

دعایت می کنم ، روزی زلال قطره اشکی
بیابد راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات ، جاری شود با مهر

دعایت می کنم ، یک شب تو راه خانه خود ، گم کنی
با دل بکوبی ، کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم ، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن ، و حتی کمتر از آن
فاصله داری
و هنگامی که ابری ، آسمان را با زمین ، پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را ، از نوازش های بارانی

دعایت می کنم
روزی بفهمی ، گرچه دوری از خدا
اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم ، روزی دلت بی کینه باشد ، بی حسد
با عشق
بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی ، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی ، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم ، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پر کنی از حاجت و
با او بگویی :
بی تو این معنای بودن ، سخت بی معناست

دعایت می کنم روزی
نسیمی ، خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم ، بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور

دعایت می کنم وقتی به دریا می رسی
با موج ها ی آبی دریا ، برقص آیی
و از جنگل ، تو درس سبزی و رویش ، بیاموزی
بسان قاصدک ها ، با پیامی ، نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی ، بر تن عریان مسکینی ، بپوشانی
به کام پر عطش ، یک جرعه آبی ،  بنوشانی

دعایت می کنم روزی بفهمی ،
در میان هستی بی انتها ، باید تو می بودی
بیابی جای خود را ،  در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم
که یک شب ، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب ، دیدار فردا را ، به یاد آرد

دعایت می کنم عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی ، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامیکه می پرسد ز تو ، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق ؟
 
عاشق معشوق ؟
آری ، بگویی هیچکس

دعایت می کنم روزی بفمهمی ای مسافر ، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در  لحظه های روشن  با او 

دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ، ای خوب من
گاهی دعایم کن . . .



نوع مطلب : شعر و جملات نغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 آبان 1394 :: نویسنده : دلداده .   

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شود

چشم هایم در هوایت باز گریان می شود

 

حس عشقم ناگهان گل می کند اما چه حیف

مثل داغی در میان سینه پنهان می شود 

 

گفته بودم دوستت دارم نکردی اعتنا

فکر می کردی که احساسم گریزان می شود 

 

عشق تو تنها نماد دلخوشی هایم شده 

دلخوشی هایی که رویاروی پایان می شود

 

فکر می کردم که آسان است دل کندن ز تو 

دل گناهش چیست چون اینگونه تاوان می شود؟

 

مطمئن هستم گلم من دوستت دارم هنوز

دوستت دارم که قلبم بی تو ویران می شود

 

قول دل کندن گرفتی، باشد، اما حس تو 

تا ابد در گوشه ای از قلب کتمان می شود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 آبان 1394 :: نویسنده : دلداده .   

جاده های بی پایان را دوست دارم

دوست دارم باغ های بزرگ را

رودخانه های خروشان را

من تمام فیلم هایی که در آنها

زندانیان موفق به فرار می شوند دوست دارم

دلتنگ رهایی ام

دلتنگ نوشیدن خورشید

بوسیدن خاک

لمس آب

در من یک محکوم به حبس ابد

پیر و خمیده

با ذره بینی در دست

نقشه های فرار را مرور می کند.

  شعر از رسول یونان




نوع مطلب : شعر و جملات نغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 آبان 1394 :: نویسنده : دلداده .   

هیچ ﺁﺩﻣﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ.
ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺕ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ . . .

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏﺭﻭﺯ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﻭﺭ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ,
ﺷﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺒﻞﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻓﺘﻪﺍﺳﺖ  . . .

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏﺭﻭﺯ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﮐﻪ " ﺧﺴﺘﻪﺍﻡ " ﺷﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮِ ﺷﻨﯿﺪﻥِ ﯾﮏ
ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪِ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ . . .

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻏﺎﻓﻞ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ , ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﯾﮏ ﺑﻐﺾِ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦﻃﺮﻑ ﻭ ﺁﻥﻃﺮﻑ ﻣﯽﺑﺮﺩﻩ . . .

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ . . . ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﺐﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﺑﯿﺪﻩ

ﻭ ﺭﻭﯾﺎﺑﺎﻓﯽ ﮐﺮﺩﻩﺍﺳﺖ . . .

ﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺭﺍ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ . . . ﻧﻪ ﺁﻣﺪﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ . . . ﻓﻘﻂ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﺣﻖ ﺑﺪﻫﻴﻢ

 احمد شاملو





نوع مطلب : شعر و جملات نغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دلداده .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو